بلول

لغت نامه دهخدا

بلول. [ ب ُ ] ( ع مص ) نجات یافتن و رستگار شدن. ( منتهی الارب ). || درآویختن. ( منتهی الارب ) ( از ذیل اقرب الموارد ). بلالة. بلل. || سرد و نمناک شدن باد. ( منتهی الارب ). وزیدن باد سرد همراه رطوبت. ( از اقرب الموارد ). || به شدن از بیماری. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). از بیماری به شدن. ( المصادر زوزنی ). بَل. بَلَل. || بلْک اﷲ ابنایا بابن؛ خدای تعالی ترا فرزند روزی فرمایاد. || تخم ریزی کردن زمین را. || رفتن و سیر کردن درزمین. ( منتهی الارب ). و رجوع به بَل و بَلَل شود.
بلول. [ ب ُ / ب ِ ] ( ع اِ ) بقیه مودت. ( منتهی الارب ). بُلّة. رجوع به بلة شود. || طویته علی بلوله و بلولته. رجوع به بلولة شود.

فرهنگ فارسی

بقی. مودت ٠ بله ٠ یا طویته علی بلوله و بلولته ٠

جمله سازی با بلول

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 يكى ديگر از عوامل ترك محاسبه نفس، غرور و خود فريبى است: حضرت على عليهالسلام مى فرمايد: يا ايها الانسان ما جرّاك على ذنبك و ما غرّك بربك و ما آنسك بهلكةنفسك ؟ اما من دائك بلول ام ليس من نومتك يقظه ؟ اما ترحم من نفسك ما ترحم من غيرك(210) اى انسان ! چه چيز تو را به گناهت جراءت داده ؟ چه چيز تو را در برابرپروردگارت مغرور ساخته ؟ چه چيز تو را بر هلاكت خويش علاقمند كرده است ؟ آيا اينبيمارى تو بهبودى ندارد؟ آيا اين خوابت بيدارى ندارد؟ چرا همان گونه كه به ديگرانرحم مى كنى به خودت رحم نمى كنى ؟

لس شدن یعنی چه؟
لس شدن یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
حاشیه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز