عشائر

لغت نامه دهخدا

عشائر. [ ع َ ءِ ] ( ع اِ ) عشایر. ج ِ عشیرة.( منتهی الارب ) ( دهار ) ( اقرب الموارد ). قبایل و خویشان. ( غیاث اللغات ). خویشان و نزدیکان، و طوایف و قبیله های صحرانشین. ( ناظم الاطباء ). رجوع به عشیرة شود.
عشائر. [ ع َ ءِ ] ( اِخ )( ذوالَ... ) نام جایگاهی است. ( از معجم البلدان ).

جمله سازی با عشائر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 همو رؤساي‌ باجلان‌ را برخاسته‌ از تيرة شيره‌وند مى‌داند. سوان‌ در 1331ق‌/1912م‌ (تاريخ‌ انتشار كتابش‌) از 6 تيرة باجلان‌ نام‌ مى‌برد («به‌ سوي‌ ميان‌ رودان‌»، كه‌ نام‌ دو تيرة جمور و دنده‌وند در فهرست‌ تيره‌هاي‌ كتاب‌ عشائر العراق‌ عزاوي‌ نيامده‌ است‌.

💡 سركوبى و تضعيف عشائر ايران از اقدامات رضاخان براى جلوگيرى از قيام يكپارچهآنان

💡 شروع كرد به اسم اينكه مى خواهد قدرت مركزى را درست كند، عشاير كه همه شان،البته در عشائر يك اشخاص غيرباب هم بود، لكن اينها يك پشتوانه اى براى ملتبودند، تمام اينها را از بين برد.(210)

💡 رأس‌الخیمه هستند، عشائر این قبیله تحت رایات الشیخ رحمه بن مطر گرده آمده بودند، و از بارزترین شیوخ وزعماء الحبوس می‌توان از القائد ناصر بن عبدالله بن احمد الحبسی نام برد. وی بمعیت الشیخ رحمه بن مطر أولین برخوردی که با اشغالگران هولندی‌ها داشته أند در سال ۱۹۱۷ میلادی در رأس مسندم بوده‌است.

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز