حده

لغت نامه دهخدا

حده. [ ح َدْ دِ ] ( اِخ ) دهی از دهستان میان آب ( بلوک عنافجه ) بخش مرکزی شهرستان اهواز است. در 8هزارگزی شمال خاوری اهواز و 3هزارگزی خاوری راه آهن کنار کارون واقع است. جلگه و گرمسیر است. 75 تن سکنه دارد. آب آن از رودخانه کارون، محصول آن غلات و شغل مردم زراعت و گله داری و صنایع دستی قالیچه بافی است. راه در تابستان اتومبیل رو است. ( فرهنگ جغرافیائی ایران ج 6 ).

فرهنگ فارسی

دهی از دهستان میان آب بخش مرکزی شهرستان اهواز

جمله سازی با حده

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپس گفت، به نام خدا بخوريد و خود آن حضرت خورد و ياران نيز خوردند تا سيرشدند و بعد هم آب نوشيدند و امر كردند آن زن را محبوس ‍ كنند. روز دوم دستور داد آن زنرا آوردند، رسول الله به او فرمود: آيا نديدى كه همه اينها از آن ذراع مسموم خوردندپس چگونه ديدى عنايت پروردگار را در دفع شر آن از پيامبر و يارانش ؟ عرض كرد: يارسول الله من تاكنون در نبوت شما در ترديد بودم ولى اكنون يقين پيدا كردم كه شمافرستاده خداييد و اينك شهادت مى دهم كه لا الله الا الله و حده لا شريك له و انك عبدهو رسوله (32).

💡 ما نبايد بگوييم ((قرآن را كه ما داريم، ديگر به پيغمبر كارى نداريم )) جدا نيستند هردو يكى است. اينها با هم اند: لن يفترقا حتى يردا على الحوض (254) .افتراقى در كار نيست. اگر بخواهيم حساب را جدا كنيم: قرآن على حده باشد و ائمه علىحده باشند، و بگوييم كه ما كارى به ادعيه نداريم، و آتش سوزى كنيم، در آتش سوزىكتاب دعا بسوزانيم، كتاب عرفا را بسوزانيم، اين از باب اين است كه نمى دانند،بيچاره اند. وقتى انسان از حد خودش پايش را بالاتر گذاشت، در اشتباه مى افتد.

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
چیپ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز