لغت نامه دهخدا
روز ازل. [ زِ اَ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روزی که زمان با آن آغاز شده است. روز الست:
مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند.حافظ.رجوع به ازل شود.
روز ازل. [ زِ اَ زَ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) روزی که زمان با آن آغاز شده است. روز الست:
مرا روز ازل کاری بجز رندی نفرمودند.حافظ.رجوع به ازل شود.
روزی که زمان با آن آغاز شده است
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از روز ازل جرم همه از من و توست حق گیرد از من و تو داد من و تو
💡 آدم از روز ازل جلوهٔ جانانه نمود می به خُم رفت و سبو روی به میخانه نمود
💡 عاقبت کار تو گر این بود ای گردون دون از چه در روز ازل قسمت کمالم کردهای؟!
💡 محتسب بهر خدا هیچ مگو با خود باش که من از روز ازل آنچه نمودم هستم
💡 گر دوصد تدبیر درام ری بپیش آری صغیر آنچه در روز ازل تقدیر شد آن میشود