تن باه

لغت نامه دهخدا

تن باه. [ تَم ْ ] ( اِ ) جوالیقی در المعرب ص 91 این کلمه را بمعنی حارس بدن و تجفاف را معرب آن می داند. و شاید تن پاه یا تن پای بمعنی برگستوان و زره و... در گذشته متداول بوده است. ظاهراً مرکب از تن ( بدن ). و پا... ( پاینده از پاییدن، مراقبت کردن، محافظت کردن ).

فرهنگ فارسی

جوالیقی در المعرب صفحه ۹۱ این کلمه را به معنی حارس بدن و تجفاف را معرب آن می داند.

جمله سازی با تن باه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 حضرت فرمودند صبحگاهان خوردن پنير پسنديده نيست اما شامگاهان خوب است و ضمنابدان كه قوه باه را نيز زياد مى كند))(179)

💡 نه از آن مردمم که نشناسند بجز از خلق و دلق و راندن باه

💡 جهان پیر جوان گردد از حرارت طبع چنانکه طبع جوان از نشاط قوت باه

💡 چو آتش که به خود در تن چنار افتد کند عدوی تو را قطع نسل قوت باه

💡 صدف کوش تو کی پر شود از گوهر وعظ عرق عنین تو کی به شود از داروی باه

💡 شخص آنکه چون کند آیینه را کش نیست چشم مرد عنین کی برد دوشیزه را کش نیست باه

معلق یعنی چه؟
معلق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز