امد و نیامد داشت

لغت نامه دهخدا

( آمد و نیامد داشت••• ) آمد و نیامد داشتن. [ م َ دُ ن َ م َ ت َ ] ( مص مرکب ) آمدنیامد داشتن. برای بعضی یُمن و برای بعضی شآمت داشتن. برای برخی خجسته و میمون و برای برخی شوم و بداُغر بودن: مرغ خواباندن آمد و نیامد دارد. سرکه انداختن آمد و نیامد دارد.

جمله سازی با امد و نیامد داشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 وی در سال ۶۵۴ هجری قمری در حلب به دنیا امد و در سال ۷۴۲ در دمشق فوت کرد.

💡 و فرق ميان امد و زمان اين است كه امد به اعتبار آخر زمان و نهايت آن به كار مى رود ولىزمان عام است، هم در ابتداى مدت استعمال مى شود و هم در آخر آن، و به همين جهت است كهبعضى از علماى لغت گفته اند (مدى ) و (امد) قريب المعنايند.

💡 وقتى كه مى امد در آن نقطه مى ايستاد آن زبان حشك در آن دهان خشك به حركت مى امد و مىگفت: لا حول ولا قوة الا باللّه العلى العظيم.

💡 1. روزى شخصى، به نام قربان عروجى، به مسجدابوالفضل عليه السلام امد و يك انگشتر طلا داده و گفت:مال حضرت عباس عليه السلام است. او گفت: نذرى است و ماجرا را چنين توضيح داد:

خسی یعنی چه؟
خسی یعنی چه؟
خفن یعنی چه؟
خفن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز