لغت نامه دهخدا
اخیر. [ اَ ] ( ع ص ) پسین. ( مؤیدالفضلاء ).بازپسین. واپسین. آخر. آخِری. مقابل اوّل و مقدم.
اخیر. [ اَ ی َ ] ( ع ن تف ) به. خیر. بهتر: هو اخیرُ منک، بمعنی هو خیر منک است؛ یعنی او از تو به است و در آن معنی تفضیل نیست.
اخیر. [ اَ ] ( ع ص ) پسین. ( مؤیدالفضلاء ).بازپسین. واپسین. آخر. آخِری. مقابل اوّل و مقدم.
اخیر. [ اَ ی َ ] ( ع ن تف ) به. خیر. بهتر: هو اخیرُ منک، بمعنی هو خیر منک است؛ یعنی او از تو به است و در آن معنی تفضیل نیست.
( اَ ) [ ع. ] (ص. ) پسین، بازپسین، آخری.
۱. پسین، آخری، بازپسین، واپسین.
۲. (اسم ) دنباله و آخر چیزی.
۳. (اسم ) آخرین موقع پیش از این.
بهتر.
پسین، بازپسین، واپسین، آخری، دنبال و آخرچیزی، اخیرا: در آخر، درزمان بازپسین، بتازگی، به، بهتر
( صفت ) پسین بازپسین آخر آخری مقابل اول مقدم.یا سفر اخیر. سفر واپسین آخرین سفر کنایه از مرگ.
به خیر بهتر
recente
پسین، بازپسین، آخ
تازه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 سد خاکی آویدر در حقیقت متعلق به اداره آب منطقهای است. دریاچه پشت سد نیز جهت تأمین آب مورد نیاز زمینهای زراعتی منطقه ایجاد شدهاست. اين سد که محل توليد ماهي كپور آب شيرين و آمور است اخيرا با توجه به مراجعۀ مسافران، به افراد اجازۀ ماهيگيري در قبال دريافت وجه اهدا شده است.