لغت نامه دهخدا
دانش خر. [ ن ِ خ َ ] ( نف مرکب ) خریداردانش. خریدار علم. طالب و خواستار علم:
محمودهمت آمد، من هندوی ایازش
کز دوردولتش بِه ْ دانش خری ندارم.خاقانی.
دانش خر. [ ن ِ خ َ ] ( نف مرکب ) خریداردانش. خریدار علم. طالب و خواستار علم:
محمودهمت آمد، من هندوی ایازش
کز دوردولتش بِه ْ دانش خری ندارم.خاقانی.
خریدار دانش
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 حیات کشتی علم است و علم فلک نجات نجات خواهی بفروش جان و دانش خر
💡 محمود همت آمد، من هندوی ایازش کز دور دولتش به دانش خری ندارم