لغت نامه دهخدا
مرر. [ م ِ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ مَرة. ( منتهی الارب ). رجوع به مرَّة شود.
مرر. [ م ِ رَ ] ( ع اِ ) ج ِ مَرة. ( منتهی الارب ). رجوع به مرَّة شود.
[ویکی الکتاب] تکرار در قرآن: ۳۴(بار)
مَرّ و مُرُور به معنی رفتن و گذشتن است. «مَرَّ الرَّجُلُ مَرّاً وَ مُرُوراً: جازَ وَ ذَهَبَ». کشتی را میساخت و هر وقت جمعی از قومش بر او میگذشتند او را مسخره میکردند. *. ظاهراً «مَرّ» در تقدیر «مَرَّ عَلی غَیِّهِ» است یعنی چون گرفتاریش را از بین بردیم به گمراهیاش ادامه میدهد گویا ما را برای گرفتاری خویش نخوانده است. ایضاً آیه. یعنی چون با او مقاربت کرد بار خفیفی برداشت و حمل را ادامه داد. *. آنانکه در باطل حاضر نشوند و چون بلغوی گذشتند محترمانه و بیآنکه آلوده بشوند میگذرند. مُسْتَمِر: (به صیغه فاعل) ثابت و دائمی. «اِسْتَمَرَّ الشَّیْءُ: دامَ و ثَبَتَ».. و اگر معجزهای دیدند گویند سحر دائمی (و سحر بعد از سحر) است. بعضی آن را محکم و قوی گفتهاند. *** مَرارَة به معنی تلخی است. بلکه قیامت وعده آنهاست و قیامت بلای بزرگتر و تلختر است. مَرَّة: (به فتح اوّل) دفعه. گوئی آن یک مرور از زمان است... مِرَّة (به کسر میم) قوّه و نیرو و عقل و حالت و مستمر است. شاید مراد از مِرَّة نیرو یا بصیرت و عقل باشد یعنی: او را فرشته پر قوت تعلیم داده که صاحب بصیرت است که به پا خواست و نمایان شد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 این نمایشنامه ابتدا به سال ۱۶۲۳ در فیرست فولیو منتشر شد، اما توماس پلاتر جوان دیدن اجرایی از آن را به سال ۱۵۹۹ در یادداشتهایش ذکر کردهاست. نام این نمایشنامه در لیست نمایشنامههای شکسپیر که فرانسیس مرر در سال ۱۵۹۸ منتشر کرد نیامدهاست. براساس این دو نکته و نیز شباهت این اثر ازلحاظ واژگان با نمایشنامه هملت و ازلحاظ وزن با نمایشنامههای هنری پنجم و هر طور شما دوست دارید، محققان سال ۱۵۹۹ را درست میدانند.