کج تابی

لغت نامه دهخدا

کج تابی. [ ک َ ] ( حامص مرکب ) بدرفتاری. پیچیدگی. سوء سلوک. ( یادداشت مؤلف ).
- کج تابی کردن با کسی؛ بدرفتاری کردن با وی. سوء سلوک داشتن با او.

فرهنگ معین

( ~. ) (حامص. ) بدرفتاری کردن.

فرهنگ فارسی

بد تا کردن بد رفتاری کردن.

ویکی واژه

بدرفتاری کردن.

جمله سازی با کج تابی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 کج تابی حسود همان میکند دراز هرچند رشته سخنم تاب میخورد

حلما یعنی چه؟
حلما یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
وادی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز