لغت نامه دهخدا
سامک. [ م ِ ] ( ع ص ) بلند از هر چیزی. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ): سنام سامک؛ کوهان بلند. ( مهذب الاسماء ).
سامک. [ م ِ ] ( ع ص ) بلند از هر چیزی. ( آنندراج ) ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ): سنام سامک؛ کوهان بلند. ( مهذب الاسماء ).
(مِ ) [ ع. ] (ص. ) مرتفع. (?(سامکات (مِ ) [ ع. ] (اِ. )دو ستارة سماک رامح و سماک اعزل در صورت های فلکی عوّا و سُنبله.
بلند از هر چیز.
( صفت ) بلند از هر چیز مرتفع.
مرتف
دو ستارة سماک رامح و سماک اعزل در صورتهای فلکی عوّا و سُنبله.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر این اساس، گروه وداباور عبارتند از سامکهیه (مکتب خردگرا) یوگا، نیایا (مکتب منطق) ویشهشیکا (مکتب ذرهباور)،میمامسا، (مکتب تفسیر ودایی، مکتب مراسم)، ودانتا، (مکتب سنن اوپانیشاد)، شیواپرستی، تانترا، (مکتب مرموزگرا). گروه وداناباور نیز عبارتند از کارواکه، (مکتب مادیگرا)، آجیویکه، (مکتب صوفیمآب)، جینباوری و بوداگرایی.
💡 از پیرهن یوسف تا بیش نگوید کس بر باد فشان یک شب سامک چه ی خوش بویت
💡 خط ایزد را نفرساید هگرز گشت دهر و دایرات سامکات
💡 ولست بسیف للملوک و انما حسامک صیف و الملوک ثلوج