عنبر سرشت

عنبر سرشت

واژه «عنبرسرشت» یکی از ترکیب‌های زیبا و ادبی زبان فارسی است که برای توصیف چیزی خوش‌بو، لطیف، پاک و دل‌انگیز به کار می‌رود و بیشتر در شعر و نثر کلاسیک فارسی دیده می‌شود. این واژه از دو بخش «عنبر» و «سرشت» ساخته شده است؛ «عنبر» ماده‌ای خوش‌بو، گران‌بها و معطر بوده که در گذشته در عطرسازی و خوشبو کردن فضا استفاده می‌شد و «سرشت» به معنای ذات، طبع، فطرت و آفرینش است. بنابراین، «عنبرسرشت» در معنای ظاهری به چیزی گفته می‌شود که سرشت و طبیعت آن آمیخته با عنبر و خوشبویی باشد. شاعران فارسی از این ترکیب برای توصیف باغ‌ها، گل‌ها، بهشت، انسان‌های پاک‌نهاد و حتی فضاهای خیال‌انگیز استفاده کرده‌اند تا لطافت، زیبایی و عطرآگینی آن‌ها را نشان دهند. هنگامی که گفته می‌شود جایی «عنبرسرشت» است، منظور این است که آن مکان چنان خوشبو، دلپذیر و روح‌نواز است که گویی با عطر عنبر آمیخته شده است. این واژه علاوه بر معنای ظاهری، بار معنایی اخلاقی و روحی نیز دارد و گاهی برای توصیف انسانی با سرشت پاک، اخلاق نیکو و روح لطیف به کار می‌رود. در ادبیات فارسی، ترکیب‌هایی مانند «عنبرسرشت» نقش مهمی در تصویرسازی شاعرانه دارند و فضایی خیال‌انگیز و لطیف در ذهن خواننده ایجاد می‌کنند. شاعران بزرگی همچون نظامی، فرخی و دیگر سخنوران کلاسیک از این تعبیر برای بیان شکوه بهشت، زیبایی طبیعت و پاکی انسان بهره گرفته‌اند. از نظر ادبی، این واژه نمادی از خوشبویی، پاکی، زیبایی و لطافت است و به همین دلیل حالتی فاخر و شاعرانه دارد. امروزه اگرچه این ترکیب کمتر در گفتار روزمره استفاده می‌شود، اما همچنان در متون ادبی و شعر فارسی ارزش زیبایی‌شناسانه خود را حفظ کرده است. در مجموع، این اصطلاح به چیزی یا کسی گفته می‌شود که ذات و سرشتی خوشبو، پاک، لطیف و دل‌انگیز داشته باشد و همچون عنبر، خوشی و زیبایی را در ذهن تداعی کند.

لغت نامه دهخدا

عنبرسرشت. [ عَم ْ ب َ س ِ رِ ] ( ص مرکب ) که سرشت عنبر دارد. آمیخته به عنبر:
عالم بهشت گشته عنبرسرشت گشته
کاشانه زشت گشته صحرا چو روی حورا. کسایی.تو لاله دیدی شمشادپوش و سنبل تاج
بنفشه دیدی عنبرسرشت و مشک آیین.فرخی.و هر میوه ای که در بهشت عنبرسرشت هست در آنجا نیکو و لطیف بوده است.( تاریخ بخارا ص 33 ).
گر از نخل طوبی رسد در بهشت
بهر کوشکی شاخ عنبرسرشت.نظامی.پر از حور آراسته چون بهشت
بساط زمین گشته عنبرسرشت.نظامی.اباهای نوشین عنبرسرشت.نظامی.

فرهنگ فارسی

که سرشت عنبر دارد آمیخته به عنبر

جمله سازی با عنبر سرشت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گل خوبان چو گل عنبر سرشت است ولی بوی وفا با هیچ یک نیست

💡 گرچه تو قصر بهشت کرده‌ای عنبر سرشت از جگر سوخته‌، می‌برم آنجا بخور

💡 به کوی تو ای باغ رشک بهشت که باغیست از خلد عنبر سرشت

💡 بود باغی آن صنم را چون بهشت پر درخت و پر گل عنبر سرشت

💡 بخرام سوی تربت شاهی که بشنوی بوی وفا ز طینت عنبر سرشت ما

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز