خیال سان

لغت نامه دهخدا

خیال سان. [ خ َ / خیا ] ( ص مرکب ) خیال گونه. همانند خیال. چون خیال:
در آینه خیالت از خود
جز موی خیال سان مبینام.خاقانی.

فرهنگ فارسی

خیال گونه همانند خیال

جمله سازی با خیال سان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 دل کان میان نازک با خود خیال بسته پیش تو مرغ جان را زان رشته بال بسته

💡 گر دست نمیرسد بوصلت شاید چون نقش خیال تو در آغوش دل است

💡 در تو نمی رسد چه عجب هیچ راد مرد دست امید کی به خیال طلب رسید

💡 خیال رای تو چون مهر آورد به ضمیر شود هر آیینه، آیینهٔ نهان در زنگ

💡 چون خیال تو ز پیش نظر من نرود شرم دارم که شکایت کنم از تنهایی

💡 فردوس دل‌، اسیر خیال تو بودنست عید نگاه‌، چشم به رویت‌ گشودنست

روز جاری یعنی چه؟
روز جاری یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
اوشاخ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز