درمشی

لغت نامه دهخدا

درمشی. [ دِ رَ ] ( ص نسبی ) منسوب به دِرَمشان. ( یادداشت مرحوم دهخدا از حدود العالم ). رجوع به درمشان شود.

فرهنگ فارسی

منسوب به درمشان

جمله سازی با درمشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو حق را درمشیت اقتضای جود سرمد شد زایجاد یدالله خلقت فیض موبد شد

💡 حدیث نطق تو هر جا در اهتزاز آید جنین مسیج شود درمشیمه حُبلی را