لغت نامه دهخدا
تندنویس. [ ت ُن ْدْ ن ِ ] ( نف مرکب )که سریع نویسد. که در نوشتن سریع باشد: صورت مذاکرات مجلس بوسیله تندنویسان مجلس شورای ملی تهیه می شود. رجوع به تندنویسی و تند و دیگر ترکیبهای آن شود.
تندنویس. [ ت ُن ْدْ ن ِ ] ( نف مرکب )که سریع نویسد. که در نوشتن سریع باشد: صورت مذاکرات مجلس بوسیله تندنویسان مجلس شورای ملی تهیه می شود. رجوع به تندنویسی و تند و دیگر ترکیبهای آن شود.
که سریع نویسد. که در نوشتن سریع باشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با پیدایش پاپیروس، خط هیروگلیف در مصر تحول مییابد و به سادگی میگراید و خط هیراتیک (دینی، باصلابت) از آن پدید آمد که با بههمریختگی آن نوعی خط تندنویسی به نام خط دموتیک یا خط عامیانه از آن به وجود میآید. مرحله بعدی خط، خط میخی است.
💡 آنا داستایوسکایا (روسی: Анна Григорьевна Достоевская؛ ۱۲ سپتامبر ۱۸۴۶ – ۹ ژوئن ۱۹۱۸) خاطرهنویس، تندنویس، دستیار و همسر دوم فیودور داستایفسکی (از سال ۱۸۶۷) بود. او همچنین یکی از اولین زنان تمبرشناس در روسیه در دوران امپراتوری روسیه بود.