لغت نامه دهخدا - صفحه 36
- گومچه
- صنانیت
- اندقی
- یاقوت رنگ
- مسترزق
- اسم مفعول
- خارج کردن
- شبقه
- خودخوری
- پس تر
- تلقط
- ثوری
- عنان زنان
- جزع کنان
- مهطع
- شوء
- میانی
- صفراوی
- پیواژ
- دراز زبانی
- ورگفتن
- اورجه
- ازدهاء
- گرمی کلا
- منایا
- تحدر
- روزی خوردن
- زراع
- پل سالار
- کسر گذاشتن
- اجتزاع
- چلپاسه
- زاغ سار
- حب میعه
- چمن زنی
- میتمه
- سوگند خوردن
- تلثی
- شیوان کندی
- گوتا پرکا
- مهضهضه
- ابن صفار
- بیو
- قربانیون
- پارینه
- متغلج
- طودماج
- تکرفس
- عوبثان
- حرکت قوسی
- دگردیس
- تأسی کردن
- گَزیدن
- نوروزان
- زنفیل
- گرد خاستن
- واتلینگ
- نوازان
- چلو پز خانه
- بتکوت