کائیمان

مترادف‌ها

تمساح، کروکودیل

لغت نامه دهخدا

کائیمان. ( فرانسوی، اِ ) نوعی تمساح در شطهای آمریکا و چین که پوزه ای دراز دارد. درازی خود جانور تا 6 گزهم میرسد. پوستش در صنعت ساغری بسیار مستعمل است.
کائیمان. ( اِخ ) مجمعالجزایر انگلیس تابع ژامائیک ( یکی از جزایر آنتیل در جنوب کوبا متعلق بدولت انگلیس ). جمعیت 5900تن. حاکم نشین جرج تاون.

جمله سازی با کائیمان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 کائیمان‌ها در اکوسیستم‌های رودخانه‌ای آمریکای جنوبی نقش بسیار مهمی در تنظیم جمعیت سایر گونه‌ها از طریق شکار کردن موجودات مختلف ایفا می‌کنند.

💡 بسیاری از محققان حیات وحش معتقدند که تغییرات اقلیمی و تخریب جنگل‌ها می‌تواند زندگی کائیمان‌ها را در محیط طبیعی خود با تهدید جدی مواجه کند.

💡 مشاهده رفتار شکارچی کائیمان در محیط طبیعی می‌تواند اطلاعات بسیار ارزشمندی را برای درک زنجیره غذایی در مناطق مرطوب و جنگلی فراهم آورد.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران