گاو خطایی

لغت نامه دهخدا

گاو خطایی. [ وِ خ َ ] ( ترکیب وصفی، اِ مرکب ) کژگاو.غژغاو. نوعی از گاومیش که دمی مانند دم اسب دارد.

فرهنگ فارسی

گاو میشی که دمش مثل اسب است

جمله سازی با گاو خطایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این ویرایش نمی‌تواند ذخیره شود به این دلیل که ما خطایی را شناسایی کرده‌ایم.

💡 گر چشم سیاهش را از چشم صفا بینی آهوی خطایی را در عین خطا بینی

💡 ور خطایی رفت کآن گیسوی عنبربیز را مشک چین خواندیم و اکنون از خطا باز آمدیم

💡 فرمان بالا استاندارد خروجی فرایند ناشی از فرنان بالا را به انتهای فایل وصل می‌کند. اما اگر فرایند پیغام خطایی را به استاندارد خروجی خود برای چاپ بفرستد، هنوز این پیغام به ترمینال فرستاده خواهد شد. برای تغییر مسیر خطای استانداردِ یک فرایند از عملگرهای ویژه مانند فرمان زیر استفاده خواهد شد.

💡 در این نوع خطای دید همان‌طور که در تصویرهای مربوط دیده می‌شود، میزان تفاوت روشنی و تیرگی خانه‌های لابه لای ردیفها نیز اهمیت دارد و اگر میزان این تفاوت کم باشد، خطایی ایجاد نمی‌شود. بنابراین خطای دیوار کافه را نمی توان کاملا یک خطای هندسی دید دانست.

💡 به خطایی گفته می‌شود که اگر باولر از خطی که تعیین‌کننده پرتاب توپ است جلوتر از آن پرتاب کند خطا محسوب می‌شود، که به این خطا نو بال می‌گویند.

هوابد یعنی چه؟
هوابد یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
طرز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز