بافر. [ ف َ ] ( ص مرکب ) ( با + فر )باطمطراق. باشوکت. دارنده فر. باشکوه:
چو زین آگهی شد بفغفور چین
که بافر مردی از ایران زمین.فردوسی.نه بافرش همی بینم نه با سنگ
ز فر و سنگ بگریزد بفرسنگ.نظامی.بدو گفت کی شاه با فر و هوش
از ایدر سخنهای حاتم نیوش.سعدی ( بوستان ).و رجوع به فر شود.
دارای فروشکوه، باشکوه.
دارنده فر
{buffer} [شیمی] محلولی شامل یک اسید ضعیف و نمک همان اسید یا باز قوی
بافر (رایانه). بافِر (رایانه)(buffer)
(یا: حافظۀ میانجی) منطقه ای است در حافظهکه به عنوان یک محیط واسطه ایبرای انباشت داده هامورد استفاده قرار می گیرد و در آن، داده ها موقّتاً منتظر می مانند تا بین دو محل یا دو دستگاه مختلف، منتقل شوند.
بافر (شیمی). بافِر (شیمی)(buffer)
(یا: تامپون) در علم شیمی، آمیزه ای از ترکیبات برای حفظ pH ثابت. معمول ترین بافرها مرکّب از آمیزه ای از یک اسید ضعیف آلیبا یکی از نمک هایش، یا آمیزه ای از نمک های اسیدیاسید فسفریک اند. افزایش یک اسید یا باز به بافر سبب انتقال و تغییر تعادل شیمیاییمی شود و به این ترتیب pH ثابت می ماند.
محلولی شامل یک اسید ضعیف و نمک همان اسید یا باز قوی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مظفرشه بافرین شاه ماست شه دادگستر نیا در نیاست
💡 یکی برگشا پر بافر خویش که هم صاف و هم قاف و عنقا توی
💡 بقا بادا کریم بافرین را بقای جود و علم و داد و دین را
💡 بروس بافر (متولد: ۲۱ مه ۱۹۵۷) گوینده مشهور مسابقات یوافسی است. وی برادر مایکل بافر، گوینده مشهور و با سابقه بوکس و کشتی حرفهای است و همچنین با برادرش مالکیت یک شرکت به نام د بافر پارتنرشیپ را نیز دارند.
💡 چنان بایسته کرد آن بافرین را؛ که در فردوس رضوان حور عین را.
💡 آن با استفاده از بافر در پردازنده پایپلاین مرحله واکشی و رمزگشایی را از مرحله اجرا جدا میکند.