پوزش کردن

مترادف‌ها

عذرخواهی کردن، بخشش خواستن

لغت نامه دهخدا

پوزش کردن. [ زِ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) پوزش خواستن. پوزش آوردن. عذرخواهی کردن:
بقیصر بسی کرد پوزش گراز
بکوشش نیامد ز دامش فراز.فردوسی.و گر چند من نیز پوزش کنم
که این سنگدل را فروزش کنم.
رجوع به پوزش شود.

فرهنگ فارسی

( مصدر ) پوزش خواستن پوزش آوردن.

جمله سازی با پوزش کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در ۱۳ فوریه ۲۰۰۸ مجلس استرالیا یک مراسم ملی در پوزش‌خواهی از نسل دزدیده شده در مجلس، برگزار کرد و از طرف همه استرالیایی‌ها سخن گفت. نخست‌وزیر استرالیا (کوین راد) از رفتاری که با بومیان جزیره استرالیا و جزیره‌نشینان تنگه تورس در گذشته شده و به‌ویژه به خاطر جدا کردن فرزندان از والدینشان پوزش خواست.