عمیس

لغت نامه دهخدا

عمیس. [ ع َ] ( ع ص ) کار دشوار و بی سروته. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). کاری که انجام شدنی نباشد و بر اصلاح آن راهی یافت نشود. ( از اقرب الموارد ). عموس. رجوع به عَموس شود. ج، عُمس، عُمُس. ( از ناظم الاطباء ).
عمیس. [ ع ُ م َ ] ( اِخ ) ابن میمون. رجوع به ابوعبیدة شود.
عمیس. [ ع ُ م َ ] ( اِخ ) ابن معد. والد اسماء.صحابی است. ( منتهی الارب ). در حبیب السیر آمده است که عمیس خثعمی شوهر اول هند بود که از او دخترانی به نام اسماء و زینب و سلمی داشت و شرح حال آنان را ذکر کرده است. رجوع به حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 428 شود.

فرهنگ فارسی

ابن معد والد اسمائ صحابی است

جمله سازی با عمیس

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 عبدالله در زمانی که پدرش در حبشه بود، متولد شد. مادرش اسما بنت عمیس خثعمیه بود که بعد از کشته شدن جعفر در سریه مؤته، با ابوبکر ازدواج کرد و محمد بن ابوبکر را به دنیا آورد. عبدالله به خاطر بخششهایش مشهور شد و لقب بحر الجود را کسب کرد.

💡 مادرش اسما بنت عمیس از قبیله خثعم وی را زیر درختی که محمد پیامبر اسلام در هنگام احرام حجة الوداع به آنجا رفته بود، به دنیا آورد و این موضوع را بعدها به محمد گفت. محمد از قبیله قریشی تیم بن مره بود. محمد از طرف مادرش اسما که قبلاً با جعفر و بعد از مرگ ابوبکر (زمانی که محمد احتمالاً ۳ ساله بود) با علی بن ابیطالب ازدواج کرد، به خاندان ابوطالب متصل می‌شد و محمد در دامان علی بزرگ شد. محبت علی به محمد ابوبکر باعث شده بود محمد تعصب عجیبی روی علی داشته باشد.. محمد پسری به نام فقیه القاسم بن محمد داشت و به این خاطر هم کنیه و هم اسم محمد پیامبر اسلام گردید.

لافند یعنی چه؟
لافند یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
گواد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز