مسبر

لغت نامه دهخدا

مسبر. [ م َ ب َ ] ( ع اِ ) محل آزمایش و اختبار و آگاهی از چیزی. ( منتهی الارب ). || آنچه از علامت و نشان شناخته شود: حمدت مسبره و مخبره. ( اقرب الموارد ).
مسبر. [ م ِ ب َ ] ( ع اِ ) مسبار. میل جراحت. ( اقرب الموارد ). رجوع به مسبار شود.

فرهنگ فارسی

میل جراحت

جمله سازی با مسبر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در روز شانزدهم و پس از جمع‌آوری ناوگان در مقابل سبته (سئوتا)، پادشاه پرتغال تصمیم گرفت تا روز بعد از آن به شهر حمله کند. اما بادهای شدید ناوگان پرتغالی را بار دیگر پراکنده کرد و پادشاه مجبور شدتا با کشتی‌های پاروئی به خلیج آلخسیراس پناه برده در حالی که کَرک‌ها از مسبر اصلی شان بیشتر به سمت شرق منحرف شده بودند.

💡 برای رفتن به چپقلی اراک را به سمت توره ترک کرده و پس از طی 10 کیلومتر به روستای رباط میل می رسیم از زیر گذر رباط میل به سمت چپ جاده می رویم سمت راست از زیر پل را اهن گذر کرده و بعد از عبور از وسط باغهای رباط میل مستقیم چاده را به سمت کوه ادامه مسبر می دهیم تا به چپقلی برسیم

💡 در ۳ مارس ۱۹۷۰ یک کشتی نفتکش لیبریایی به نام اوشن گراندور با یک صخره ناشناخته در تنگه تورس در مسبر دومای، اندونزی به بریزبن برخورد کرد. این حادثه منجر به نشت قابل توجهی مواد نفتی شد. با توجه به نگرانی در مورد دیواره بزرگ مرجانی اصلاحاتی در سال ۱۹۷۱ به منظور گسترش محدودیت برای دیواره بزرگ مرجانی ارائه شد.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
ارور یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز