تبه خو

لغت نامه دهخدا

تبه خو. [ ت َ ب َه ْ ] ( ص مرکب ) تبه خوی. تباه خو. رجوع به تباه خو شود.

فرهنگ فارسی

تبه خوی تباه خو.

جمله سازی با تبه خو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نخواهم که چون تو یکی شهریار تبه دارد از چنگ من روزگار

💡 چو دیدند از آن سان دو گرگ ژیان تبه گشته از تیر مرد جوان

💡 مبادا به تو بر تبه عیش و عمر که هم عیش و هم عمر من شد تباه

💡 کز آن سان بیامد تبه کرد چین ز بیداد و رنجی که دید آن زمین

💡 مجرّه وار یکی جوی اندرو گذرد بر آب خضر تبه کرد آب او بازار

حقه یعنی چه؟
حقه یعنی چه؟
ایلی یعنی چه؟
ایلی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز