تباه خو

لغت نامه دهخدا

تباه خو. [ ت َ ] ( ص مرکب ) بدخو. مُخَمّج. ( منتهی الارب ).

جمله سازی با تباه خو

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 این نام از دو بخش پشو به معنای بسزا رسانیدن و تنو به معنای تن است. که در ترکیب معنای تن محکوم به سزا یا دارای تن تباه شده‌است.

💡 باز بر جانم فراقت پادشاهی می‌کند وآنچ در عالم‌کشی کرد از تباهی می‌کند

💡 (مثل چنين دانشمندى مثل چراغ است (چراغى كه خود مى سوزد و تباه مى گردد؛ ولى بهديگران بهره و روشنائى ميرساند).

💡 کرد انگلیس آن‌همه بیداد و بر سری اخلاق ما تباه و جگرها کباب کرد

💡 گفتم: چه چیز است که کار کردن پارسا را تباه کند؟ گفت: ستودن ستمکاران.

💡 لنگر جمعیت دل در شکست آرزوست موج چون ساکن شد ازکشتی تباهی می‌رود

سینا یعنی چه؟
سینا یعنی چه؟
نمای نزدیک یعنی چه؟
نمای نزدیک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز