لغت نامه دهخدا - صفحه 56
- صردح
- زیبایی شناسی
- قحفلیز
- ربع الدایره
- اکادر
- قطب حیوانی
- گیاهناکی
- پس رودک
- مقدونیایی
- مازندر
- متحلل
- دست نیامدنی
- سفلاق
- ذوالمن
- داجیک
- ازکام
- دائم الحیض
- حماه صوبه
- خفیه نویسی کردن
- لاجون
- بخجور
- دشمن گردانیدن
- تراوانیدن
- ضهول
- مصطلم
- خنظبه
- امق
- طبله خوار
- نورستار
- ابوعریان
- ینگجه مطیع
- فشوابراسین
- طیب الریح
- چین چین
- علی قطیفی
- معاشقه داشتن
- پریشان کننده
- اختدار
- مقیم منزل هفتم
- تئودور انژ
- ذی فنون
- شوم فن
- منطب
- غیس
- بانعمت
- نهالین
- عسیره
- علی مدحی
- فخراباد عارفی
- کلو اسفندیار
- مسک الحمل
- افتابی
- غر انتهام
- ابوالکنجک
- یهودیه
- ارد الو
- قبادالملک
- بهم برزدن
- قدوره
- حبکل