جرعه نوشی

لغت نامه دهخدا

جرعه نوشی. [ ج ُ ع َ / ع ِ ] ( حامص مرکب ) حاصل عمل جرعه نوشیدن:
خیال آب خضر بست و جام اسکندر
بجرعه نوشی سلطان ابوالفوارس شد.حافظ.

فرهنگ فارسی

حاصل عمل جرعه نوشیدن

جمله سازی با جرعه نوشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بربساط عشق چون نور علی جرعه نوشی رند طراری کجاست

💡 بر بساط عشق خون نور علی جرعه نوشی رند طراری کجاست

💡 مست من چون جرعه نوشی، باده ای بر من بریز درد جام خود برین رسوای مرد و زن بریز

💡 مرا در بزم رندان جرعه نوشی به از سودای زهد و خود فروشی

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
داجون یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز