لغت نامه دهخدا
جرعه نوشیدن. [ ج ُ ع َ / ع ِ دَ ] ( مص مرکب ) یک آشام یا شراب نوشیدن. جرعه زدن:
شاه اگر جرعه رندان نه بحرمت نوشد
التفاتش بمی صاف و مروق نکنیم.حافظ ( از ارمغان آصفی ).رجوع به جرعه زدن شود.
جرعه نوشیدن. [ ج ُ ع َ / ع ِ دَ ] ( مص مرکب ) یک آشام یا شراب نوشیدن. جرعه زدن:
شاه اگر جرعه رندان نه بحرمت نوشد
التفاتش بمی صاف و مروق نکنیم.حافظ ( از ارمغان آصفی ).رجوع به جرعه زدن شود.
یک آشام یا شراب نوشیدن جرعه زدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 میهمانها پس از صرف غذا به شستشوهای آیینی (بدن) پرداخته و باآب گلهای مختلف گلاب افشانی میکردند. سپس سر یکدیگر و بشکههای شراب را با "تاج"هایی از شاخههای پیچک و روبانهای سفید و قرمز میآراستند تا بدینوسیله نشان دهند که از خادمین دیونیسوس هستند. جرعه اول شراب به افتخار "دایمون" (در فلسفه یونان باستان = سرنوشت انسان /تقدیر) نوشیده شده سپس برای رضای خدایان شراب افشانی نموده و با نوای فلوت آوازی قدیمی که به افتخار آپولون سروده شده بود میخواندند. اگر مردی با نوشیدن شراب خود را "فراموش" میکرد (خط قرمز با معیارهای آن دوران) از مجلس طرد میشد.