لغت نامه دهخدا
گلاب افشانی. [ گ ُ اَ ] ( حامص مرکب ) افشاندن گلاب. || مجازاً در بیت زیر بمعنی اشک ریختن و گریه کردن است:
بامدادان کنم از دیده گلاب افشانی
کآتشین آینه عریان به خراسان یابم.خاقانی.
گلاب افشانی. [ گ ُ اَ ] ( حامص مرکب ) افشاندن گلاب. || مجازاً در بیت زیر بمعنی اشک ریختن و گریه کردن است:
بامدادان کنم از دیده گلاب افشانی
کآتشین آینه عریان به خراسان یابم.خاقانی.
۱ - افشاندن گلاب. ۲ - اشک ریزی گریه کردن: بامدادان کنم از دیده گلاب افشانی کاتشین آینه عریان بخراسان یابم. ( خاقانی )
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بامدادان کنم از دیده گلاب افشانی کاتشین آینه عریان به خراسان یابم
💡 از گلاب افشانی محشر نمی آید به هوش بر دماغ هر که بوی خط ریحان می خورد