طوب

لغت نامه دهخدا

طوب. ( ع اِ ) خشت پخته. ( منتخب اللغات ) ( مهذب الاسماء ). خشت پخته به لغت اهل مصر. ( منتهی الارب ). به لغت اهل مصر آجر است. ( فهرست مخزن الادویه ).
طوب. ( اِخ ) موضعی است درگذرگاه اردن که یفتاح بدانجا گریخت... و دور نیست که همان طیبه حوران حالیه باشد. ( قاموس کتاب مقدس ).
طوب. ( اِخ ) ( قصر الَ... ) موضعی است به افریقیه. ( معجم البلدان ).
طوب. ( معرب، اِ ) توپ. گوی. رجوع به دزی ج 2 ص 63 و کلمه طوبه شود.

فرهنگ فارسی

موضعی است در گذرگاه اردن که یفتاح بدانجا گریخت.

جمله سازی با طوب

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بردباری کن که اندر صحن بستان بهشت شاخ طوبی را ز بهر بردباران است بار

💡 برای احداث ورزشگاه ۳ هزار نفری طوبی لارستان بیش از ۶۰ میلیارد تومان هزینه شده است و این مجتمع را به یک مجتمع کم نظیر تبدیل کرده است که تا کنون شاهد برگزاری رویدادهای ورزشی مختلف بوده است.

💡 او هم‌اکنون در بخش خصوصی به عنوان تهیه کنندهٔ مستقل و مدیر عامل طوبی فیلم مشغول فعالیت می‌باشد.

💡 قد تو قامت طوبی لب تو شربت کوثر خط تو سر خط خوبی خد تو لاله نوبر

💡 رحیق و کوثر و حور و قصور و طوبی را به یک نظر بدهند و غنیمتی دانند

دیوث یعنی چه؟
دیوث یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز