لغت نامه دهخدا
کری بنده. [ ک َ ب َ دَ / دِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) خربنده:
خری آبکش بود و خیکش درید
کری بنده غم خورد و خر می دوید.نظامی.رجوع به کَری، کرا و کراء شود.
کری بنده. [ ک َ ب َ دَ / دِ ] ( ص مرکب، اِ مرکب ) خربنده:
خری آبکش بود و خیکش درید
کری بنده غم خورد و خر می دوید.نظامی.رجوع به کَری، کرا و کراء شود.
خربنده
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 10 - در اينجا خداوند آنچه را وحى كردنى بود به بنده اش وحى نمود.
💡 امام (ع ) فرمود: در آن صورت تو بنده خدا و برادر پيامبر (ص ) را مى كشى ؟
💡 106 - امام صادق عليه السلام فرمود: پدرم مى فرمود: هيچ بنده مومنى نيست جزاينكه در قلب او دو نور وجود دارد: نور بيم و نور اميد، به گونه اى كه اگر اين با آنو آن با اين سنجيه شود هيچيك بر ديگرى زيادتى ندارد.
💡 6 - در روايات فراوانى بر پاكيزگى و نظافت تأ كيد زياد شده و آن جزئى از ايماندانسته شده. خداوند هم از بنده كثيف و آلوده به كثافت، خوشش نمى آيد.
💡 سپس ادامه داد: اى گروه عرب شما بعد از اين برده هستيد، پسر فاطمه را كشتيد و پسرمرجانه را امير خود كرديد، او نيكان شما را مى كشد و بدها را بنده خود كند، به ذلت تنداديد، دور باد آن كه به ذلت رضا داد. (251)
💡 بنده خودم در حدود سال (1360 ه -) يكى از رفقاء را ديدم كه چند ماه متوالى چنين حالت وارتباطى پيدا كرده بود.