لغت نامه دهخدا
مستحلس. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحلاس. لازم گیرنده جای را. ( منتهی الارب ). لازم گیرنده که از جنگ دست نمی کشد و یا کسی که جای خود راترک نمی کند. ( اقرب الموارد ). رجوع به استحلاس شود.
مستحلس. [ م ُ ت َ ل ِ ] ( ع ص ) نعت فاعلی از مصدر استحلاس. لازم گیرنده جای را. ( منتهی الارب ). لازم گیرنده که از جنگ دست نمی کشد و یا کسی که جای خود راترک نمی کند. ( اقرب الموارد ). رجوع به استحلاس شود.