لغت نامه دهخدا
دشنام ده. [ دُ دِه ْ ] ( نف مرکب ) دشنام دهنده. ناسزاگو.
دشنام ده. [ دُ دِه ْ ] ( نف مرکب ) دشنام دهنده. ناسزاگو.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خوشم آید سخنت ور همه دشنام دهی آفرین بر لبت آن دم که کنی نفرینم
💡 بس که دشنام دهی چون شنوی نام مرا یک نفر نیست که آرد به تو پیغام مرا
💡 هر که بستاید تو را دشنام ده سود و سرمایه به مفلس وام ده
💡 صبح پیدا گشت و شب اندر شکست خفتگان مست را دشنام ده
💡 من دعا گویم اگر تو همه دشنام دهی بنده خدمت بکند ور نکنند اعزازش
💡 ترک دشنام ده این لحظه که مسکین خواجو از درت می برد ابرام و دعا می گوید