تذویب

لغت نامه دهخدا

تذویب. [ ت َذْ ] ( ع مص ) بگدازانیدن. ( تاج المصادر بیهقی ). گدازانیدن. ( زوزنی ) ( منتهی الارب ). گداختن روغن را. ( المنجد ) ( اقرب الموارد ). || ذؤابه ساختن برای کسی. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). گیسو ساختن برای کودک. ( المنجد ) ( اقرب الموارد ).والاصل ذأب، فابدلت الهمزة واواً علی غیر القیاس، وکان یذوب امه؛ ای یضفر ذؤابتها. ( اقرب الموارد ).

فرهنگ فارسی

بگدازانیدن. گدازانیدن. گداختن روغن را. یا ذوابه ساختن برای کسی.

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز