لغت نامه دهخدا
غدایر. [غ َ ی ِ ] ( ع اِ ) غدائر. رجوع به غدائر شود. || غدیرها. آبگیرها: غدایر آب که آن را گول خوانند در پیش آن بنات السماء بسیار در آنجا جمع شدی. ( جهانگشای جوینی ).
غدایر. [غ َ ی ِ ] ( ع اِ ) غدائر. رجوع به غدائر شود. || غدیرها. آبگیرها: غدایر آب که آن را گول خوانند در پیش آن بنات السماء بسیار در آنجا جمع شدی. ( جهانگشای جوینی ).
(غَ یِ ) [ ع. غدائر ] (اِ. ) جِ غدیره، گیسوان بافته.
۱. موهای بافته شده.
۲. [جمعِ غدیر] آبگیرها.
غدائر
جِ غدیره؛ گیسوان بافته.