قائمه زدن

لغت نامه دهخدا

قائمه زدن. [ ءِ م َ / م ِ زَ دَ ] ( مص مرکب ) شمع زدن. رجوع به قائمه شود.

فرهنگ فارسی

شمع زدن رجوع به قائمه شود

جمله سازی با قائمه زدن

💡 سانتی متراست. در این ترکیب بسیار زیبا که با مهارت نیز انجام شده لبهٔ کاشی‌ها یخ نخورده و زاویهٔ قائمه دارند. ضخامت کاشی‌ها در این کف

💡 عمود است، یعنی شرط عمود بودن برای آن بر قرار است و از شرط عمود بودن می‌توان نتیجه گرفت که زاویه‌ای که این دو بردار با هم می‌سازند همان‌طور که شکل ۱ نشان می‌دهد قائمه‌است.

💡 و اینهمه برای مداومت ذکر حق می‌باشد که خود قائمه خیمه سلوک است که:

💡 چهاردهم اينكه قبر را داراى چهار گوش درست كنند بطورى كه زاويه هاى آن قائمه باشدو مكروه است آنرا گرده ماهى بسازند و بلكه نزديك تر باحتياط ترك آنست.

💡 فاطمه يا فاطمه (فاطمه يا فاطمه )، عرش حق را قائمه (فاطمه يا فاطمه )، بانوىروز جزا (فاطمه يا فاطمه )، حق شويت مرتضى (فاطمه يا فاطمه ).