لغت نامه دهخدا
دده لله. [ دَ دَ / دِ ل َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) کنیز سیاه و غلام سیاه. || مربیه اطفال و مربی اطفال. رجوع به دده و نیز رجوع به لله شود.
دده لله. [ دَ دَ / دِ ل َ ل َ / ل ِ ] ( اِ مرکب ) کنیز سیاه و غلام سیاه. || مربیه اطفال و مربی اطفال. رجوع به دده و نیز رجوع به لله شود.
کنیز سیاه و غلام سیاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 - از دده قورقود مجهول الهویه تا گلستان ارم عباسقلی باکویی، گزارش، ش 130، دی 1380؛
💡 در تیرماه سالهای ۱۳۸۱ و ۱۳۸۲ گروهی از بازیگران تئاتر از اردبیل داستان «تپه گؤز»، یکی از داستانهای حماسی «کتاب دده قورقود»، را بهشکل تئاتر میدانی در قلعه بابک اجرا کردند. و در مراسم گرامیداشت نوروز نیز به آن اشاره شده است.