لغت نامه دهخدا
حیران یزدی. [ ح َ ن ِ ی َ ] ( اِخ ) هدایت نویسد: نام او محمدعلی از شاعران و دانشمندان دارالعباد است و در مدرسه مصلی بتدریس اشتغال داشت. او راست:
خیالت الفتی دارد بویرانخانه دلها
نمیدانم چه میجوید در این ویرانه منزلها.
مرا با دل چکار آن کشور تست
اگر آباد اگر ویرانه باشد.( از مجمعالفصحأج 2 ص 94 )