حیران یزدی

لغت نامه دهخدا

حیران یزدی. [ ح َ ن ِ ی َ ] ( اِخ ) هدایت نویسد: نام او محمدعلی از شاعران و دانشمندان دارالعباد است و در مدرسه مصلی بتدریس اشتغال داشت. او راست:
خیالت الفتی دارد بویرانخانه دلها
نمیدانم چه میجوید در این ویرانه منزلها.
مرا با دل چکار آن کشور تست
اگر آباد اگر ویرانه باشد.( از مجمعالفصحأج 2 ص 94 )

فرهنگ فارسی

هدایت نویسد: نام او محمد علی از شاعران و دانشمندان دار العباد است و در مدرس. مصلی بتدریس اشتغال داشت.

جمله سازی با حیران یزدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یار چون پردهٔ ناموس فرو هشت ز رخ عقل سرگشته قدم در ره حیرانی زد

💡 بس که حیران شد ز بی آرامی چشم ترم گشت در عین روانی، چشمه سیماب خشک

💡 حیران (میاندوآب)، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان میاندوآب در استان آذربایجان غربی ایران است.

💡 عقل حیران است در ذاتش که چیست هر چه هست او هست جز او هیچ نیست

💡 تبارک الله از خیمه این چه بستانست که در نظاره او چشم عقل حیران است

💡 حیران علیا، روستایی از توابع بخش مرکزی شهرستان آستارا در استان گیلان ایران است.

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز