جدیع بن علی کرمانی

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] جدیع بن علی، معروف به الکرمانی، یکی از بزرگان و شیوخ عرب در خراسان بود که در سال های آخر حاکمیت مروانیان به سبب تعصبات قبیلگی علیه حاکم خراسان و حکومت مرکزی قیام نمود و با معطوف نمودن قوای خراسان به سمت خود، زمینه ی ظهور و گسترش دعوت اولیه ی سیاه جامگان را فراهم نمود. جُدَیع بن علی کرمانی - فرمانده نامدار اَزْدی در خراسان، که به ویژه در اواخر عهد اموی اهمیت یافت - به امید سودبردن از شورش های سیاسی زمان خویش، مدتی طولانی با نصر بن سیار (متوفی ۱۳۱، والی بلخ و امیر خراسان در عهد اموی) درگیر شد. تدابیر نظامی او، علاوه بر فروپاشی کامل خانواده اش، به اضمحلال حکومت اموی نیز انجامید.
نام او جدیع بن علی بن شبیب بن عامر بن نواری بن ضمیم بن ملیح بن شرطان بن معن بن مالک از قبیله ی ازد بود. جدیع بن علی بن شبیب مَعنی اَزدیِ کرمانی متعلق به تیره مَعْن بن مالک بن فَهم، از قبیله اَزد عُمان، از قبایل یمانیه خراسان، بود. مادرش در کودکی گوش او را بریده بود تا زنده بماند و این عادت متداول بود و او به همین نام - که از جدع گرفته شده است، موسوم شد. پدرش همراه مُهَلَّب بن ابی صُفْرَه (متوفی ۸۳) در کرمان با خوارج جنگید. جدیع در جیرفت کرمان زاده شد. زیرا از آنجائی که پدرش علی به همراه مهلب برای جنگ با خوارج ازارقه به کرمان رفته بود ولذا جدیع در همانجا در منطقه ای به نام جیرفت به دنیا آمد و به این سبب به الکرمانی معروف شد. دشمنش، نصر بن سیار، وی را به تعریض، ملاّح و ماهیگیر و برخاسته از عمان دانسته است. از نوشته دینوری بر می آید که جدیع به فارسی نیز سخن می گفته است، وی بعدها به هرات رفت. جد وی شبیب بن عامر ازدی از شیعیان امیرالمومنین (علیه السّلام) و عامل و حاکم ایشان بر منطقه ی نصیبین بود.
مقام و موقعیت جدیع
نخستین بار در دوره دوم حکومت اسدبن عبداللّه قَسْری (۱۱۷-۱۲۰) در خراسان، به نام او بر می خوریم. جدیع بن علی در آن ایام شیخ خراسان و بزرگ قبیله اَزْد، جنگجویی نام آور، دارای قدر و منزلت فراوان، و سرداری شجاع، زیرک، سیاست مدار و با تدبیر بود. در زمان خلافت عبدالملک به همراه مهلب که فرمانده کل نیروها بود برای جنگ با ازارقه، مامور انتخاب مردان جنگی شد. در سال ۱۱۷ زمان خلافت هشام بن عبدالملک، به همراه اسد بن عبدالله قسری حاکم خراسان، برای آرام کردن اوضاع آشفته و دفع فتنه ی حارث بن سریج - حاکم معزول خراسان که اینک به روش داعیان عباسی علیه خلافت شورش کرده بود - فرماندهی بخشی از نیروها را به عهده گرفت. و اسد قسری را در نبرد با حارث بن سُرَیْج (متوفی ۱۲۸) یاری داد.جدیع در ۱۱۸ قلعه ای در تخارستان، از آنِ حارث بن سریج، را فتح کرد و جنگیانش را کشت و اهالی آن جا را اسیر کرد و در بازار بلخ فروخت. پنجاه تن از سران آنان را هم نزد اسد فرستاد که وی همه را کشت. خود جدیع نیز دست و پای عده ای را برید و چهارصد تن را کشت. جدیع در ۱۱۹ جانشین اسد در بلخ شد و از سوی او به جنگ با ترکان رفت. پس از مرگ اسدبن عبداللّه در ۱۲۰، جدیع بن علی، به سبب عشیره بسیارش، به دستور یوسف بن عمر ثقفی (متوفی ۱۲۷)، والی عراق، امیر و حاکم خراسان شد، وی خطبه خواند و مردم را به اطاعت و وحدت دعوت کرد، ولی اندکی بعد، در همان سال معزول شد و نصر بن سیار به جای او حاکم خراسان گشت. احتمالاً این انتقال قدرت، سرآغاز منازعات بعدی میان آنان شد. مهم ترین عامل شهرت او در تاریخ، قیام وی علیه نصر بن سیار در شرایط بحرانی ظهور داعیان عباسی و تضعیف حکومت خراسان است.
اختلاف نصر و جدیع کرمانی
زمانی که هشام بن عبدالملک به خلافت رسید، برای انتخاب عامل خراسان با عبدالکریم بن سلیط مشورت نمود. وی بهترین فرد را از نظر حزم و عزم و قدرت و نیروی جنگی، جدیع کرمانی می دانست، اما هشام وی را به سبب یمانی بودن نپذیرفت، زیرا وی و سایر امویان با یمانی ها میانه ی خوبی نداشتند. سرانجام هشام در میان افراد نامبرده، نصر بن سیار را انتخاب نمود و وی را در سال ۱۲۰ حاکم خراسان قرار داد. پس از هشام نیز و در زمان سایر خلفای اموی از جمله ولید، یزید، ابراهیم و مروان حکم نیز، وی حکومت خراسان را به دست داشت.
← آغاز اختلافات سیاسی
...

جمله سازی با جدیع بن علی کرمانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بیشتر منابع سلیمان بن کثیر را از نژاد خزاعه یاد کرده‌اند در صورتی که بلاذری او را مولی خوانده‌است. در سال ۱۲۵ ه‍.ق ابراهیم امام به رهبری جنبش عباسی رسید. در آن زمان اوضاع خراسان بسیار خراب بود. اعراب ساکن خراسان تحت فرماندهی نصر بن سیار و جدیع بن علی کرمانی با هم می‌جنگیدند. سلیمان خزاعی از ابراهیم امام درخواست کرد نماینده خود را برای اعلام شورش روانه‌کند. امام، رهبری شورش را به خود سلیمان پیشنهاد کرد ولی او نپذیرفت و مایل بود که شخصیتی هاشمی و عباسی در راس کار و حرکت باشد. ابراهیم امام هم به این منظور ابومسلم را فرستاد که با سلیمان مسئولیت مشترک داشت. در واقع در هنگام ورود ابومسلم به خراسان کار دعوت در آن به دست سلیمان خزاعی بود. هنگامی که ابومسلم از ابراهیم امام برای آشکار کردن دعوتش فرمان گرفت او در رمضان ۱۲۹ هجری در خانه سلیمان ابن کثیر در روستای سفیذنج نزدیک مرو دعوت خود را آشکار کرد. ابومسلم با سلیمان ابن کثیر و دیگر هوادارانشان جامه‌های سیاه پوشیدند که یا به نشانهٔ سوگ شهدای خاندان پیامبر یا نشان از برافراشتن علم سیاه پیغمبر علیه امویان بود. طی یک شب اهالی ۶۰ روستای مهاجر به راه افتادند و همه جامه‌های سیاه پوشیدند و از خانه‌های خود بیرون آمدند و به یاران سفیذنج پیوستند؛ و این نمایش در واقع اعلام شورش بود و ابومسلم توانست دعوت خود را آشکار کند.

پومپویر یعنی چه؟
پومپویر یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
جلوه کنان یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز