طناب قورق

لغت نامه دهخدا

طناب قورق. [ طَ ب ِ ق ُ رُ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) طنابی که گرد خیمه سلاطین کشند ودر سواری سلاطین و حکام بندند از جهت امتناع آمدورفت مردم عوام از عالم باره که در هندوستان مرسوم است ودر آن زبان جالی گویند. شفیع اثر راست:
ز چین جبه فرومایگان دنیادار
کشیده اند طناب قورق برای فقیر.
و له:
بر سر راه او طناب قورق
بسته از چله کمان باشد.( از آنندراج ).

فرهنگ فارسی

طنابی که گرد خیمه سلاطین کشند و در سواری سلاطین و حکام بندند از جهت امتناع مردم عوام از آمد و رفت از عالم باره که در هندوستان مرسوم است و در آن زبان جالی گویند.

جمله سازی با طناب قورق

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 موکب اجلال او را آمد از شعرا لگام خیمهٔ فرمان او را آمد از طوبی طناب

💡 ز بهر خیمهٔ بختش به عالم عِلُوی هم از فلک فلکه است و هم از نجوم طناب

💡 بادبان‌بندها بیشتر از جنس طناب‌اند و به بالای شاه‌تیر خوابیده وصل می‌شود و در حالت رها، در پشت بادبان می‌آویزند.

💡 کان یکی باشد سپید و پهن چون سیمین بساط واندگر باشد دراز و زرد چون زرین طناب

💡 عارفى گفت: دين و حاكم و سپاه و مردم همچون خيمه و ستون خيمه و ميخ و طناب اند.

تعامل یعنی چه؟
تعامل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فصل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز