باغ پشمی

لغت نامه دهخدا

باغ پشمی. [ پ َ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان شمیل بخش مرکزی شهرستان بندرعباس که در 78 هزارگزی شمال خاوری بندرعباس بر سر راه مالرو میناب به احمدی واقع است. ناحیه ای است کوهستانی و گرمسیر با 50 تن سکنه و آب آن از رودخانه تأمین میشود. محصول عمده آن خرما و شغل اهالی زراعت و راه آن مالرو است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

جمله سازی با باغ پشمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 می زند حرفی برای خویش واعظ، می بکش نیست پشمی در کلاه محتسب، ساغر بنوش

💡 پیش من نه آسمان پشمی ندارد درکلاه می‌دهد زاهد فریب عصمت عمامه‌ام

💡 فیض اگر دعوی عرفان میکند بس دور نیست معرفت از پوست پشمی در کلاهم کرده است

💡 پیش همت رشتهٔ آمال پشمی بیش نیست مژده ای رندان‌که ریش زاهد آسان می‌کنم

💡 این گلیم بسیار ظریف، پشمی است و رنگ‌های متنوعی نیز در آن به‌کار رفته است.

💡 غافل مشو که مردم درویش را سلیم در خرقه هست پشمی، اگر در کلاه نیست