فدره
لغت نامه دهخدا
( فدرة ) فدرة. [ ف ِ رَ ] ( ع اِ ) پاره ای از گوشت پخته. || پاره ای از شب. || پاره ای از کوه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). قطعه ای از کوه و یا آنچه را در بالای کوه مشرف باشد فدره گویند. ( اقرب الموارد از الاساس و التاج ).
فدرة. [ ف ُ دَ رَ ] ( ع ص ) تنها رونده: رجل فدرة؛ مرد تنها رونده. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
فدره. [ ف َ رَ / رِ ] ( اِ ) بوریائی که از برگ خرما و جز آن بافند و بر بالای چوبها و پرواره های سقف خانه اندازند و خاک و گل بر آن ریزند. ( برهان ).
فرهنگ معین
(فَ رِ یا رَ ) (اِ. ) بوریایی که از برگ خرما و غیره بافند و بر بالای چوب ها و پروارهای سقف اتاق ها اندازند و گل و خاک بر بالای آن ریزند.
فرهنگ فارسی
بوریایی از برگ خرما و غیره بافند و بر بالای چوبها و پروارهای سقف اطاق ها اندازند و گل و خاک بر بالای آن ریزند.
تنها رونده
ویکی واژه
بوریایی که از برگ خرما و غیره بافند و بر بالای چوبها و پروارهای سقف اتاقها اندازند و گل و خاک بر بالای آن ریزند.
جمله سازی با فدره
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 شورش ۱۰ اوت ۱۷۹۲ (فرانسوی: journée du 10 août) از رویدادهای انقلاب فرانسه است. حمله گارد ملی کمون پاریس، فدرههای مارسی و برتانی به کاخ تویلری باعث سقوط سلطنت در فرانسه شد. لوئی شانزدهم و خانوادهاش در مجلس پناه گرفتند. پایان رسمی سلطنت فرانسه شش هفته بعد و بهعنوان یکی از اولین اعمال کنوانسیون ملی جدید، انجام شد. مورخان انقلاب اغلب این شورش و نتایج آن را وقایع ۱۰ اوت یا روز دهم اوت میخوانند. در فرانسه آن را انقلاب دوم میگویند.