اهل کلام
مترادفها
متکلم
لغت نامه دهخدا
اهل کلام. [ اَ ل ِ ک َ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) فصیح و سخن دان. ( ناظم الاطباء ). || متکلم. عالم به علم کلام. رجوع به کلام و علم کلام شود.
فرهنگ فارسی
فصیح و سخن دان
جمله سازی با اهل کلام
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 کوته نظر ار ماه تمامت به مثل خواند این نقص بس آنرا که نه از اهل کلام است
💡 اهلی که بود اهل کلام رقیق اهلا و سهلا همه بیمرحباست
💡 هرچه اهل کلام بیش تنند باز غرق کلام خویشتنند
💡 ای بیلبت حرام بر اهل کلام بحث عشق تو کرده در همه عالم تمام بحث
💡 فیلسوفان بزرگ و اهل کلام در طول تاریخ تلاش کردهاند تا با استفاده از استدلالهای منطقی، مباحث اعتقادی را تبیین کنند.
💡 بحثهای پیچیده و تخصصی میان اهل کلام در قرون وسطی، تأثیر بسیار زیادی بر شکلگیری مکاتب فکری و مذهبی داشت.
💡 برای درک دقیق متون کلامی قدیمی، لازم است که با روشهای استدلال و دیدگاههای مختلف اهل کلام در تاریخ آشنا باشیم.