لغت نامه دهخدا
سیگارفروشی. [ ف ُ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل سیگارفروش. ( فرهنگ فارسی معین ).
سیگارفروشی. [ ف ُ ] ( حامص مرکب ) عمل و شغل سیگارفروش. ( فرهنگ فارسی معین ).
۱ - عمل و شغل سیگار فروش. ۲ - دکان سیگار فروش.
tabaccheria
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مدل منتخب این اثر مککوبین، لوئیس آبراهام و از دوستان هنرمند میباشد که در ملبورن به شغل تنباکو فروشی اشتغال داشت و در این حرفه بسیار موفق بوده است. وی پیش از این عهدهدار فراهم نمودن جعبههای سیگار برای مدعوین در طول برپایی نمایشگاه برداشت ۹ از ۵ بود. این نقاشی تا سال ۱۹۸۶ در تملک ویلیام فرگوسن قرار داشت تا زمانی که توسط گالری هنر غرب استرالیا در پرث خریداری گردید.
💡 در حالی که قیمت سیگار از سال ۱۹۶۵ بهطور مداوم افزایش یافتهاست، درصد آن قیمت به نسبت مالیات نصف آن چیزی است که در آن زمان بودهاست {۱۶}. در سال ۲۰۱۱، فیلیپ موریس کل درآمد دولت از جمله مالیاتهای فدرال، ایالتی، محلی و فروش را ۵۵ درصد از قیمت خرده فروشی یک بسته سیگار در ایالات متحده ذکر کردهاست.
💡 جدول فوق شامل مالیات غیرمستقیم فدرال در مورد سیگار به ازای هر بسته ۱٫۰۱ دلار، مالیات بر روی سیگار که توسط شهرداریهای جداگانه (مانند نیویورک سیتی، شیکاگو و انکوریج) تعیین شدهاست، یا مالیاتهای فروش که در کنار قیمت خرده فروشی و مالیاتهای غیرمستقیم تعیین شدهاست.