تمش

لغت نامه دهخدا

تمش. [ ت َ ] ( ع مص ) گرد آوردن. ( از منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( از ذیل اقرب الموارد ).
تمش. [ ت َ م َ ] ( اِ ) علیق میوه ای که آن را توت سه گل و تلو نیز گویند. ( ناظم الاطباء ). نامی است که در مازندران به تمشک دهند. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). مطلق خار را نیز گویند. رجوع به تمشک شود.

فرهنگ فارسی

علیق میوه که آنرا توت سه گل و تلو نیز گویند.

دانشنامه اسلامی

[ویکی الکتاب] معنی لَا تَمْشِ: قدم نزن - راه مرو
ریشه کلمه:
مشی (۲۳ بار)

جمله سازی با تمش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 و نظير آن، آيه شريفه زير است كه خطور و الهام خدائى را نور خوانده و مى فرمايد:(و يجعل لكم نورا تمشون به ) و آيه شريفه: (هو الذىانزل السكينه فى قلوب المؤ منين، ليزدادوا ايمانا مع ايمانهم و للّه جنود السموات والارض ) است كه بيانش در تفسير كلمه (سكينه ) در آيه (248) سوره بقره گذشت.

💡 روی عطاء عن ابی الدرداء قال رآنی رسول اللَّه (ص) امشی امام ابو بکر فقال تمشی امام من هو خیر منک فی الدنیا و الآخرة ما طلعت الشمس و لا غربت علی احد بعد النّبیّین و المرسلین خیر او افضل من ابی بکر

💡 سپس لقمان به مسايل اخلاقى در ارتباط با مردم و خويشتن پرداخت. نخست تواضع وفروتنى و خوشرويى را توصيه نمود، مى گويد: با بى اعتنايى از مردم روى مگردانو لا تصّعر خدّك للناس و مغرورانه بر روى زمين راه مرو و لا تمش فىالارض مرحا. چرا كه خداوند هيچ متكبر و مغرورى را دوست ندارد ان اللّه لا يحّب كلّمختال فخور

💡 أکادُ اذا تمشی لدیَّ تَبَختُراً أموتُ و أُحیی ان مَرَرتَ علی قبری

💡 و همچنين پاره اى از طاعتها هست كه باعث دو چندان شدن ثواب مى شود، مانند انفاق در راهخدا كه در باره اش فرموده: (مثل الذين ينفقون اموالهم فىسبيل اللّه كمثل حبة انبتت سبع سنابل فى كل سنبلة ماه حبة ). و نظير اين تعبير در دو آيهزير آمده: (اولئك يوتون اجرهم مرتين ) (يوتكم كفلين من رحمته، ويجعل لكم نورا تمشون به، و يغفر لكم ).

💡 1 تكبّر، حتّى در راه، رفتن از نظر قرآن نكوهيده است. (ولا تمش فى الارض مرحا)