باریک میان

لغت نامه دهخدا

باریک میان. ( ص مرکب ) لاغرمیان. ( آنندراج ). کمرباریک. ( ناظم الاطباء ). آنکه کمر باریک دارد. ظریف قد و متناسب اندام. ( دِمزن ). اَخَمص. اَقَّب. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ).اَهیَف. اَهضَم. مخصَّر. ضَمر. ( دهار ). ضامِرَه. ضامِر. مَهَفهَت. هیفار؛ زن باریک میان. ( منتهی الارب ).

فرهنگ عمید

لاغر، لاغرمیان، کمرباریک، دارای کمر باریک.

فرهنگ فارسی

( صفت ) آنکه کمرش باریک باشد لاغر میان کمر باریک.

جمله سازی با باریک میان

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آن تنگ دهان تو ز بیجاده نگینیست باریک میان تو چو از کتان تاریست

💡 ببرنایی نوخط آشوب زنان و فتنه مردان بلند بالای باریک میان چست سخن نغز بذله قوی ترکیب

💡 آن که از مشک به رخساره نشانی دارد قامتی دلکش و باریک میانی دارد

💡 تا تو کمری بستی باریک میان را گویی که عیان بستی ویحک به خبر بر

💡 باریک تر از مویم زان درد که گر بارش بر کوه نهد بنیان باریک میان گردد

💡 سینه بر خاک نهاد آن بت باریک میان تا به ماهی برسید از بر سیمینش نسیم

التماس یعنی چه؟
التماس یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
کاپل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز