طعیمه بن عدی

لغت نامه دهخدا

( طعیمةبن عدی ) طعیمةبن عدی. [ طُ ع َ م َ ت ُ ن ُ ع َ دی ی ] ( اِخ ) کافری بود که روز بدر بر دست حمزةبن عبدالمطلب عم آن حضرت صلی اﷲ علیه و آله و سلم کشته شد و در عوض خون او وحشی عبدِ جُبیربن مطعم بن عدی به حکم جُبیر حمزه را به روز اُحُد شهید کرد. ( منتهی الارب ). درحبیب السیر آورده که طعیمةبن عدی در روز بدر از جمله کسانی بود که بواسطه مبارزت جناب ولایت مآب [ علی بن ابیطالب علیه السلام ] کشته گشت. رجوع به حبیب السیر چ تهران ج 1 ص 118 و امتاع الاسماع ج 1 ص 23، 67 شود.

دانشنامه اسلامی

[ویکی اهل البیت] این صفحه مدخلی از فرهنگ قرآن است
«طعیمة بن عدی» از «بنی نوفل بن عبدمناف» و از سران قریش بود که در غزوه بدر بدست امام علی علیه السلام و حمزه به هلاکت رسید.
برخی مفسّران، در شأن نزول آیه 30 سوره انفال(8) که حاکی از توطئه مشرکان قریش علیه پیامبر صلی الله علیه و آله است، از وی نام برده اند که در دارالندوه با دیگر سران شرک مشغول توطئه و مکر علیه پیامبر صلی الله علیه و آله بودند.

جمله سازی با طعیمه بن عدی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس از فتح میسان عمر بن خطّاب، نعمان بن عدی را به ولایت میسان گماشت که پس از چندی با شنیدن ابیات شعری از او با این مقدمه

💡 زید بن عدی گفت، نعمانک! برو، چنان اخیه‌ای (میخ آخوری) برای تو بسته‌ام که اسب چموش بریدن آن نتواند. (چنان اسباب گرفتاریت را فراهم کرده‌ام که رهایی نخواهی یافت.)

💡 در راه زید بن عدی مترجم عربی دربار خسرو را دید و به وی گفت «این کار تو کردی، به‌خدا اگر جستم، با تو همان کنم که با پدرت کردم.»