لغت نامه دهخدا
تعزیه داری. [ ت َ ی َ / ی ِ ] ( حامص مرکب ) روضه خوانی. ( ناظم الاطباء ). عمل تعزیه دار. برساختن شبیه و نمایش بعض مصائب اهل البیت ( ع ). و رجوع به تعزیه شود.
تعزیه داری. [ ت َ ی َ / ی ِ ] ( حامص مرکب ) روضه خوانی. ( ناظم الاطباء ). عمل تعزیه دار. برساختن شبیه و نمایش بعض مصائب اهل البیت ( ع ). و رجوع به تعزیه شود.
۱ - انعقاد مجلس تعزیه ۲ - روضه خوانی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مردم شهرستان همگی مسلمان و دارای مذهب شیعه و در بعضی مناطق سنی میباشند. نژاد آنان آریایی و زبانشان فارسی و اندکی لری است که به علت نزدیکی با کشورهای خلیج فارس و سابقه تاریخی هجوم انگلیسیها به بنادر بعضی واژههای انگلیسی نیز بدان وارد شدهاست. در زمینه برگزاری مراسم مذهبی و هم چنین مراسم ازدواج و غیره رسوم خاص خود را دارا است که در فرصتهای آتی بیشتر بدان پرداخته میشود. به علت علاقه وافر مردم منطقه به اسلام و امامان شیعه برگزاری مراسم سوگواری ائمه به ویژه حسین بن علی با تشریفات خاص صورت میپذیرد که ابعاد گسترده این سوگواری به گونهای ملموس در تعزیه داری حسین نمود پیدا کردهاست.
💡 به هرحال نوشتهاند که طیب از سال ۱۳۲۶ خورشیدی و پس از تشرف به کربلا و زیارت امام حسین به جرگه مریدان سالار شهیدان پیوست. وی نخست در محله قدیمی صابون پزخانه (صام پز خونه)، بازارچه حاج غلامعلی در انتهای باغ فردوس مولوی در منزلش تعزیه داری حسینی را شروع نمود. بعدها به دلیل محدودیت مکان طیب از بازارچه حاج غلامعلی نقل مکان نمود و به حوالی خیابان خراسان تغییر منزل داد و با توسعه عزاداری حسینی در ایام محرم تکیه مفصلی در داخل بنگاه حاج علی نوری واقع در خیابان ری در کنار انبار گندم برپا نمود.