لغت نامه دهخدا
صابون پزخانه. [ بوم ْ پ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جائی که در آن صابون پزند. || ( اِخ ) نام محلتی به جنوب شهر تهران.
صابون پزخانه. [ بوم ْ پ َ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) جائی که در آن صابون پزند. || ( اِخ ) نام محلتی به جنوب شهر تهران.
کارگاهی که در آنجا صابون می پزند.
( اسم ) جایی که در آن صابون پزند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پرویز قلیچ خانی در ۱۳ آذر ۱۳۲۴ در محلهٔ صابون پزخانه نزدیک میدان شوش تهران در خانوادهای زحمتکش و فقیر متولد شد. وی در ابتدا به والیبال علاقهمند بود. روزی که بازی فوتبال دوستانش را تماشا میکرد، به این بازی علاقهمند شد و دیگر آن را ترک نکرد. وی در ابتدا در دبیرستان ادیب و در کلاس هفتم به همراه تیم فوتبال این دبیرستان، قهرمان دبیرستانهای تهران و کشور شد. پس از آن به دبیرستان حکیم رفت و سه سال متوالی نیز به همراه تیم فوتبال این دبیرستان قهرمان شد.