براندن
مترادفها
راندن، دور کردن
متضادها
بازداشتن، متوقف کردن
لغت نامه دهخدا
براندن. [ ب ِ دَ ] ( مص ) راندن. رجوع به راندن در همین لغت نامه شود. || راندن بقصد تصرف و غارت گله یا رمه ای را. بغنیمت بردن، چنانکه خیلی و گله ای را. ( یادداشت مؤلف ): مردی بیامد از مکه... و به مدینه تاختن کرد و تا حد مدینه بیامد و ستوران مدینه براند از چراگاه چه گاو چه گوسفند و جز هرچه یافتند بردند. ( ترجمه طبری بلعمی ). || براندن طبع؛ اسهال. ( اختیارات بدیعی ). راندن: امشاء؛ براندن دارو شکم را. ( تاج المصادر بیهقی ). اجاص... طبع را براند. ( اختیارات بدیعی ). || اجرا کردن. امضاء کردن. ( یادداشت مؤلف ). || براندن داستان؛ حکایت کردن آن. نقل و روایت کردن آن:
چو یک چند زین داستانها براند
بنه برنهاد و سپه برنشاند.فردوسی.
براندن. [ ب ُ دَ ] ( مص ) برانیدن. گاهی بجای بریدن استعمال میشود: دستت را براندی. ( یادداشت مؤلف ).
فرهنگ فارسی
برانیدن گاهی بجای بریدن استعمال میشود: دستت را براندی.
جمله سازی با براندن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 براندن استارک، ملقب به برَن، شخصیتی داستانی ایجادشده توسط نویسنده آمریکایی جرج آر. آر. مارتین در سری رمانهای ترانه یخ و آتش و اقتباس تلویزیونی آن بازی تاجوتخت با نقشآفرینی ایزاک همپستد رایت است. وی فرزند چهارم لرد ند استارک و همسرش بانوی کتلین استارک است. برن در اوایل سریال توسط یکی از افراد مهم سلطنتی از بالای برج به زمین انداخته میشود، او از مرگ نجات پیدا میکند اما بهصورت دائم فلج میشود.
💡 وی از نشاط روان باختن بشاه شهیدان باسب پیلتن آورد رخ براندن بیدق
💡 دُحُوراً براندن ایشان، وَ لَهُمْ عَذابٌ واصِبٌ (۹) و ایشانراست عذابی پیوسته همیشه.
💡 ورخواندن و براندن ازین نغز تر بود ما بنده ایم خواه بخوان خواهمان بران
💡 ولاگهای او اغلب از دوستان و همکاران وی مانند لیزا کوشی، الکس ارنست، گبی هانا، جُنا، تاد، جف، زین، ناتالی، کارلی، ارین، هیث، براندن و جیسون ناش است. کانال اصلی او از آن زمان تا کنون بیش از ۱۲ میلیون مشترک را به خود جذب کردهاست.