صحنه گردانی

لغت نامه دهخدا

صحنه گردانی. [ ص َ ن َ / ن ِ گ َ ] ( حامص مرکب ) عمل صحنه گردان.

فرهنگ فارسی

عمل و شغل صحنه گردان.

جمله سازی با صحنه گردانی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 من مایکل را در اولین روز تمرین ملاقات کردم - گرچه بدیهی است که وجههٔ عمومی او را به خوبی می‌شناختم - و مبهوت شدم از اینکه او بطرزی غیرقابل باور شیرین، فروتن و معصوم بود؛ و نیز ترد و لطیف. در ظاهر شکستنی بنظر می‌رسید. اما وقتی شروع به کار می‌کرد، قلبتان تندتر می‌زد و موهای دست و پشت گردنتان راست می‌شد. می‌توان گفت که نفستان را بند می‌آورد. فکر می‌کنم او هیجان‌انگیزترین صحنه گردانی است که در عمرم دیده‌ام.

پیسه یعنی چه؟
پیسه یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
استیصال یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز